تبليغاتX
cyborg

cyborg

همه مال تو

تقديم به بهترينهايمان (NوS)


                

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 22:57  توسط صمد هکر  | 

تقديم به بهترينهايمان (NوS)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 19:48  توسط صمد هکر  | 

تقدیم به بهترین کسانمان ( sوN)

          دوست داشتن واقعی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 7:34  توسط صمد هکر  | 

تقديم به بهترين هايمان ( N و S )

                

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 20:53  توسط صمد هکر  | 

تقديم به بهترين هايمان ( N و S )

می دونی! اگه من يه روزی ؛ يه روزی يه ستاره پيدا کنم ميزارمش تو يه تنگ شيشه ای ...پر ِ آبِ دريا... اما اگه شيطونکه بخواد بياد ستاره ی منو پاک کنه ... اگه خدا بهش گفته باشه که همون يه دونه ستاره هم نميشه مال من باشه چيکار کنم...؟

کاش من وقتی ستاره مو پيدا کردم شيطونک ِ حواسش پرت بشه ... يادش بره خدا بهش گفته که اون پايين بايد ستاره ی يه نفرو ازش بگيری...کاش توی راه اومدن شيطون گولش بزنه ...بره پی شيطونی هاش... من اگه يه روز ؛ يه روز يه ستاره پيدا کنم ديگه شيطونی نمی کنم قول می دوم خدا  جون ... قول ِ قول ...

ستاره ی منی؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 14:46  توسط صمد هکر  | 

تقديم به بهترين هايمان ( N و S )

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 8:46  توسط صمد هکر  | 

سیر تکامل آقا پسرها و دختر خانوم ها

سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي
سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون مي ياد
سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن
سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه
سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن
سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده
سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن
سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن
سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست
سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 5:2  توسط صمد هکر  | 

دلم تنگ شده

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 11:29  توسط صمد هکر  | 

با تو تا هميشه ، بي تو بودن هرگز

 
ای کاش می توانستم یک پرنده باشم و پر می گشودم
 
و تا دور دست ها در کنار تو پرواز می کردم
 
و ای کاش سایه بودم تا نزدیک ترین کس به تو میشدم...
 
آری ای کاش سایه بودم تا همیشه و همه جا همراه و

همقدم با تو بودم
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 11:26  توسط صمد هکر  | 

هيچ وقت به كسي دل نبند چون .........

 

هیچ وقت به کسی دل نبند چون این دنیا اینقدر کوچیکه

که دو تا دل کنار هم جا نمیشه ولی اگه دل بستی هیچ

وقت ازش جدا نشو چون دنیا اینقدر بزرگه که هیچ

وقت پیداش نمی کنی .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 11:25  توسط صمد هکر  | 

سوختن

عشق یعنی سوختن و سوختن

 واما

 دوست داشتن یعنی سوختن و ساختن

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 17:21  توسط صمد هکر  | 

120102010

باز هم قلبي به پايم اوفتاد

باز هم چشمي به رويم خيره شد

باز هم در گير و دار يك نبرد

عشق من بر قلب سردي چيره شد

باز هم از چشمه لبهاي من

تشنه يي سيراب شد ‚ سيراب شد

باز هم در بستر آغوش من

رهروي در خواب شد ‚ در خواب شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 17:20  توسط صمد هکر  | 

سلام عاشقانه

    سلام به تمام دوستان عزیزم منتظر ما باشید نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 16:46  توسط صمد هکر  | 

کلیپ های عاشقانه

**دوستت دارم عزیزم**

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 16:42  توسط صمد هکر  | 

عشق یعنی...

عشق یعنی ... احساس کنی که همهء دور و برت روعشق گرفته.

·       عشق یعنی ... چیزی که از کلمات قویتره.

 ·       عشق یعنی ... روی دریای خوشبختی شناور بودن.

·       عشق یعنی ... بعضی وقتا بی حوصله شدن.

·       عشق یعنی ... روی هم اسمای قشنگ گذاشتن.

·       عشق یعنی ... چیزی که شما رو ثروتمندترین آدمای روی زمین می کنه.

 ·       عشق یعنی ... بعضی وقتا جز ماه غمزده همدمی نداشته باشی.

 ·       عشق یعنی ... جادوش کنی.

·       عشق یعنی ... کسی رو داشته باشی که لحظات قشنگ زندگیت رو باهاش شریک بشی.

 ·       عشق یعنی ... وقتی توی دنیا هیچ چیز جز خودتون دو تا اهمیت نداره.

·       عشق یعنی ... دو چهره خندون.

·       عشق یعنی ... یه بازی که تمومی نداره.

 ·       عشق یعنی ... چیزی مثل برنده شدن توی بازی.

 ·       عشق یعنی ... وقتی شب مهتاب برات شعر می خونه.

 

 

·       عشق یعنی ... احساس کنی پاهات رو زمین بند نیست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 16:41  توسط صمد هکر  | 

   
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 16:25  توسط صمد هکر  |